خرید بک لینک
همچنان که نشسته ام صدای بُخارِ کتری را میشنوم که دارد روی شعله گاز خبرم میدهد که آب بجوش آمده است بگذار یک چای ، با طعم هِل دَم کنم و بعد در تنهایی خویش جایتان خالی بنوشم... چقدر زمان اینجا کند میگذرد احساس میکنم مدت زیادی هست که اینجا مانده ام. دلم تنگ شده است...چقدر این شعر شفیعی کدکنی حال روز من است یعنی من همچون آن گَوَن هستم اینجا ، در سرای غربت..«به کجا چنین شتابان؟»گَوَن از نسیم پرسید«دلِ من گرفته زینجاهوس سفر نداریز غبار این بیابان؟»«همه آرزویم، اماچه کنم که بسته پایم...»«به کجا چنین شتا

برچسب: نویسنده: nasimesahar981401 تاريخ: پنجشنبه 15 مرداد 1405 ساعت: 0:17

آقای مجری: ببینید بچه ها فکر کنید شما یه خونواده هستین که اومدین خونه ما مهمونیکلاه قرمزی: من الان کی هستم؟آقای مجری: الان مثلا تو مامانی، جیگر هم بچتهکلاه قرمزی: یعنی من نزاییدم نزاییدم بعد از این همه سال خر زاییدم؟آقای مجری : درخواست مون رومی تونیم با یه کلمه قشنگ بگیم .مثلا یه لیوان آب بخوایم چی می گیم ؟پسرخاله : خودمون می ریم آب می خوریم ، برای بقیه هم میاریم- نه ، مثلا بخوایم بگیم این شیرینی رو به من بده- خودمون بلند می شیم بر می داریم به بقیه هم تعارف می کنیم- نه ، یه کلمه ای بگو که محبت

برچسب: نویسنده: nasimesahar981401 تاريخ: پنجشنبه 15 مرداد 1405 ساعت: 0:17

آرام بودن را تمرین کن…نه فقط در ظاهر، بلکه در عمق وجودت.آرام خوردن یعنی مزه کردن لحظه، یعنی احترام به بدن، یعنی تبدیل غذا به مراقبه‌ای بی‌کلام.آرام راه رفتن یعنی حس کردن زمین زیر پا، یعنی هر قدم را آگاهانه برداشتن، نه برای رسیدن، بلکه برای بودن.آرام فکر کردن یعنی رها شدن از شتاب ذهن، از قضاوت‌های بی‌وقفه، از پرسه‌های بی‌هدف در گذشته و آینده.آرام صحبت کردن یعنی انتخاب واژه‌ها با دقت، با مهر، با حضور؛ یعنی تبدیل گفت‌وگو به ارتباطی واقعی، نه فقط تبادل صدا.آرام بودن، تمرینی‌ست برای بازگشت به خود.برا

برچسب: نویسنده: nasimesahar981401 تاريخ: پنجشنبه 15 مرداد 1405 ساعت: 0:17

"خوب من"

بعضی ترانه ها پر از مفهوم هستند،پر از درس زندگی، پر از خاطرات ،پر از شوق حضور ،مثل این ترانه :
زندگی با تو چقدر قشنگه، خوب من
آسمون عشق چه آبی رنگه
سر بزار آروم به روی شونم شیرینم
وقتی که خسته از این زمونم
ای غم عشق تو چاره من
بودنت عمر دوباره من
توی این شبهای بی ستاره
چشمهای قشنگ تو ستاره من
خوبه من، ای طبیب مهربون دل بیمار من
مال من، چشم تو چراغ روشن به شب تار من
راه من، وقتی که پر از بهونه ام، تویی غمخوار من...

برچسب: نویسنده: nasimesahar981401 تاريخ: پنجشنبه 15 مرداد 1405 ساعت: 0:17

"شور تماشایی من شعر بخوان با لب من" بی سر و سامان تو شد شانه ی سر خورده ی منرنگ بزن بر لب این خنده ی دل مرده ی من ساکت تنهایی من حرف بزن با شب منشور تماشایی من شعر بخوان با لب من بغض منی آه منی حسرت دلخواه منیدوری و دلتنگ توام زخمی و همراه منی من غم پنهان توام حال پریشان توامپلک بزن تا بپرم مستی چشمان توام جان منو جان من فقط تو هستی قرار بی زمان منفقط تو هستی دلیل گریه ی منی عذاب من نه پر از شنیدن منیجواب من نه تو روی دیگر منی نقاب من نهنیست در اقلیم کسی این همه بی هم نفسیبی همگان منتظرم تا تو

برچسب: نویسنده: nasimesahar981401 تاريخ: پنجشنبه 15 مرداد 1405 ساعت: 0:17

"بهترين ِ بهترين ِ من" زرد و نيلى و بنفشسبز و آبى و كبود!با بنفشه ها نشسته امسال هاى سالصبح هاى زود.در كنار چشمه ى سحرسر نهاده روى شانه هاى يكدگرگيسوان خيسشان به دست بادچهره ها نهفته در پناه سايه هاى شرمرنگ ها شكفته در زلال عطرهاى گرممى تراود از سكوت دلپذيرشانبهترين ترانه،بهترين سرود!مخمل نگاه اين بنفشه هامى برد مرا سبك تر از نسيماز بنفشه زار باغچهتا بنفشه زار چشم توكه رُسته در كنار همزرد و نيلى و بنفشسبز و آبى و كبود.با همان سكوت شرمگينبا همان ترانه ها و عطرهابهترين هر چه بود و هستبهترين هر چ

برچسب: نویسنده: nasimesahar981401 تاريخ: پنجشنبه 15 مرداد 1405 ساعت: 0:17

سلام و هزاران سلام بیکرانحال من خوب است خدارو شکر ، حالا نه از آن حال های خیلی خوبِ در حد شور ذوق شعف ولی خوب هست خدارو شکر.زندگی همین است هرچه توقع و انتظار از خودت بیشتر باشد باید تلاش بیشتری کنی، هرچه بهترین ها را دوست داشته باشی و بهترین ها را بخواهی باید بیشتر و بهتر هم تلاش کنی.به بطور نسبی سختی ها و راحتی های زندگی به انتخاب ها و تلاش های ما در زندگی بستگی دارد هر چند که محیط اجتماعی و خانواده نقش خیلی مهمی در این خصوص دارد ولی باز هم میتوان گفت که انتخاب و تلاش نقش اصلی را دارد و میتواند

برچسب: نویسنده: nasimesahar981401 تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 1:24

به دیدارم بیا هر شب

در تالاب ِ من دیری ست که درخوابند آن نیلوفر آبی و ماهیها، پرستوها.بیا امشب که بس تاریک و تنهایمبیا ای روشنی ، اما بپوشان رویکه می ترسم ترا خورشید پندارندو می ترسم همه از خواب برخیزند و می ترسم که چشم از خواب بردارندنمی خ...



202020

جزئیات بیشتر درباره به دیدارم بیا هر شب

برچسب: نویسنده: nasimesahar981401 تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 1:24

"من چه میدانستم"



من چه میدانستم که تو از خاطره ی پنجره ها خواهی رفت! من چه میدانستم که دگر عطر تو در کوچه نخواهد پیچید. من به باریدنِ آوایِ خوشِ لحنِ تو در حافظه ی این خانه ، و به اعجاز دو چشمان تو عادت دارم.. من به بودن ، وَ به بوییدنِ هر بارِ قدم هایِ تو و من به تو تو تو تو من به تو ای عشق عادت دارم .. من چه میدانستم سرنوشتم این است! که بدین روز ،تو از خاطره ی پنجره ها خواهی رفت. که دگر عطر تو در خانه نخواهد پیچید.

برچسب: نویسنده: nasimesahar981401 تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 1:24

گاهی بیا کنار غزلهای من بخواب”ای ماه روشنای شبِ بی‌قراری‌اماز لابه‌لای شعر غم‌انگیز من بتابگاهی‌مرا ببوس پر از زخم کاری‌امتا التیام بوسه بکاهد از التهابجزئیات بیشتر درباره گاهی بیا کنار غزلهای من بخواب”غزلهای، بمان، گاهی، جوانی، دیدهیمیخواهم از حکایت نایم شکایتیبنویسم از ملالِ خزانهای بی‌حسابیک شب بیا به روی غزلهای من‌بخندحتی اگر به دیده‌ی اِغماز و از عتاببس‌روز‌ و‌شب به‌یاد توعمرم‌گذشت و رفتهرگز نشد نصیب جوانی مرا به خواببررسی کامل گاهی بیا کنار غزلهای من بخواب”دیگر بیا غزال غزله

برچسب: نویسنده: nasimesahar981401 تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 1:24

"بیا به یاد گذشته کمی قدم بزنیم"به یاد کوچه ی گلها به زیر هاله ماهدر امتداد شبی از سپیده دم بزنیمبیا به جای سئوال و جواب مبهم تلخهزار خنده‌ی شیرین بجای غم بزنیمجزئیات بیشتر درباره "بیا به یاد گذشته کمی قدم بزنیم"بزنیمبیا، گذشته، عبور، مرور، دردکهبیا به رسم طنینِ سکوت برکه ی آبنشسته بر لبِ جویی بهانه کم بزنیمبیا برای عبور از مرورِ آن همه دردکه مرحمی شده بر زخم‌هایمان بزنیمبیا به قصد شکفتن برای فصل جدیدسری به باغ اهورایی اِرم بزنیمبررسی کامل "بیا به یاد گذشت

برچسب: نویسنده: nasimesahar981401 تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 1:24

صفحه بندی